تبليغاتX
شونه هاي خسته ی یه جوون
شونه هاي خسته ی یه جوون

زندگی دوچیز بیشتر نیست: یا مرگ آرزو ... یا آرزوی مرگ...


به نام خودش

نيمه شبه ديگه حس شعري گل كرد

اين شعرا رو دوست دارم مثل زندگي نامه ميمونه

تمام اوزهايم سوت و كور است               سكوت بغضم از جنس بلور است

بيانزديكتر سنگ صبورم                       كه دل فرسنگها از عشق دور است

                                           *******

پس از يك عمر تاخير امدي عشق              در اين ايام دلگير امدي عشق

دلم يك غنچه بود و زود پژمرد                    چرا دير امدي دير امدي عشق


دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 |

 

گوشه ای خواهم که گوش اواز پایی نشنود 

 

                                    گر فلک را سقف بشکافم صدایی نشنود


شنبه هفتم آذر 1388 |

 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

  دکتر علی شریعتی


شنبه هفتم آذر 1388 |

 

فاميل بازي

سجاد و سبحان و كوثر خيلي ميخوامتون


جمعه سوم مهر 1388 |

 

بازگشت

سلام

من اومدم اومدم تا دوباره از مرگ و تنهایی و خلوت و ... بگم

به همین زودی می بینمتون


یکشنبه هجدهم مرداد 1388 |

 

سلام

 سلامی که ازش اشک می باره اومدم که بهتون بگم بدبخت و بیچاره شدم

در تاریخ ۲۸/۱۰/۱۳۸۶ که بدترین روز عمرم بود پدرم اون معدن وفا و مظهر صفا رو از دست دادم کمرم شکست و مرگ بر من عارض شد

خدایا چرا اینقدر زود یتیم شدم چرا تو اول ۱۸ سالگی که وقت خوشی و جوونیم بود اینطوری شد،میگن مصلحت خدا این بوده ولی همین جا بهت میگم رسم مردونگی و صفایی که از تو شنیدم این نبود تازه داشتم حضور شادی رو تو زندگیم حس می کردم، شاید ما تو این دنیا واسه خوشی ساخته نشدیم شاید اومدیم تنها بمونیم،غم بخوریم بعد هم بمیریم نمیخوام ناشکری کنم ولی هر جا نگاه می کنم بی عدالتیت رو می بینم درست سالی که میخواستم خودم رو تو کنکور نشون بدم تکیه گاهم رو گرفتی (دمت گرم بی مرام)

ممنون میشم اگه واسه شادی بابام یه فاتحه بخونین یا صلوات بفرستید  


یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 |

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

 

 خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

 

خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن

 

بگيري ...

 

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر

 

مي کني به خاطرش زنده اي ...

 

 خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست

 

نداره ...

 

خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون

 

بگه : نمي خوامت


چهارشنبه دهم مرداد 1386 |

 

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ...

تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ...

 تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار

کشيدنم را پنهان خواهم کرد

 


چهارشنبه دهم مرداد 1386 |

 

بدرقه ی خدا

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي

 

داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي

 

توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که

 

 همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

 

 


دوشنبه هشتم مرداد 1386 |

 

تقدیم به پدرای ایران زمین مخصوصا بابا جون خودم

سلام عزیزانم

دستهای زحمتکش همتون رو می بوسم امیدوارم گلهایی باشید در باغ آرزوهایتان

و اینو بدونین که خیلی ها هستند که عاشقتونن (خیال بد نکنین)

تقدیم به بابام


جمعه پنجم مرداد 1386 |

 

چقدر خوبه با تو بودن(آره خود تو)


سه شنبه دوم مرداد 1386 |

 

درد دل

سلام بچه ها

اومدم بگم خاک تو سر بچه های تجربی بیچاره معلمامون برامون کلاس گذاشتن اونوقت این خنگا نمیان به قول دوستم یه مشت لات ریختن تو کلاسمون

خلاصه بهتون بگم نرین رشته تجربی حالا بازم دخترا بهترن ولی پسرا که نگو و نپرس (البته بجز من)اصلا قدر کلاس و معلم و .... ندارن البته آخرشم مرگ قبول نمی شن که حقشونه

امیروارم این مشکل زودتر حل شه و بچه رشته تجربی هم مثل رشته ریاضی ها مملو از بچه درس خون باشه نه که هر کی از زندگیش سیر می شه میره تجربی

خداحافظظظظ دوستای خوب خودم  


دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 |

 

خیلی دلم از زندگی و دنیا پره

سه شنبه نوزدهم تیر 1386 |

 

Image and video hosting by TinyPic

چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 |

 

رسم روزگار

سلام
ای رهگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و
واژه هایم بنگر و
آرام آرام
مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بعد به رسم روزگار مراو
عمق نو شته هایم را
به دست فراموشی بسپار...

دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 |

 

بدون شرح

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

                                      +-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

  +-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 دنيا را بد ساختند .......... کسي را که دوست داري تو را دوست ندارد کسي که تو را دوست دارد تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوسش داري و او هم دوستت دارد، به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسيد و اين رنج است زندگي يعني اين............


چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 |

 

adamak

بهترين كدهاي جاوا اسكريپت

سه شنبه چهاردهم آذر 1385 |

 

2


سه شنبه چهاردهم آذر 1385 |

 

نمي گم جاي تو توي دستام چون اگر باز كنم پر ميكشي

نمي گم جاي تو توي قلبمه چون اگه بشكنه زخمي ميشي

نمي گم جاي تو توي ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب ميشي

من ميگم جاي تو هر كجا كه باشه، دوستت دارم.


پنجشنبه نهم آذر 1385 |

 

                شاید این جمعه بیایی شاید


پنجشنبه نهم آذر 1385 |

 

زندگی به منآموخت که چگونه گريه کنم امّا گريه به من نياموخت

 که چگونه زندگي کنم تو نيز به من آموختي که چگونه

 دوستت بدارم امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم


پنجشنبه نهم آذر 1385 |

 

وقتی از مادر متولد شدم ، صدایی در گوشم  طنین انداخت .

که بعد از این با تو خواهم بود

به اوگفتم که کیستی ؟ گفت : غم

فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد

ولی بعدها فهمیدم ! که من عروسکی هستم در دستان غم .


پنجشنبه نهم آذر 1385 |

 

در گذر گاه زمان

خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

عشقها می میرند

رنگها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده بجا می مانند

 


پنجشنبه نهم آذر 1385 |

 


دوشنبه ششم آذر 1385 |

 

پوپک جان امیدوارم آسوده باشی

 

ي) 3 من الان تو موق

آسوده بخواب آسوده باش ای پوپک

                 بغض تنهایی خود را بشکن

                    چرا که دگر این جا هیچ چشمی تو را نمی جوید

با خاک درد دل کن

                و ما را ببین که هنوز سرگردانیم

                          دل زمین وسعتی دارد به اندازه ی نگاه تو

پس آنرا ببین که چه عاشقانه تو را در آغوش کشیده است

پوپک ما آسوده باش

و عاشق وار ما را با چشمهای بسته ات

          نگاه کن!!!!!!       (ادامه مطلب رو ببینید)

ادامه مطلب

دوشنبه ششم آذر 1385 |

 

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم

                                     تعجب نکن که چرا گريه نميکنم

                             بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم

اما

                          براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است


یکشنبه پنجم آذر 1385 |

 

زمزمه

زندگی دوچیز بیشتر نیست: یا مرگ آرزو ... یا آرزوی مرگ...


یکشنبه پنجم آذر 1385 |

 

 

اگر یک روز چشمات پر اشک شد و دنبال یک شانه گشتی

که گریه کنی................صدام کن صدام کن

بهت قول نمیدم ساکتت کنم ولی قول میدم پا به پات گریه کنم

                 تقدیم به آنهایی که مثل من تنهان!!!!!!


یکشنبه پنجم آذر 1385 |

 


اگه یه روز خوشحال شدی و خواستی بخندی آروم بخند که غم بیدار نشه و اگه یه روز ناراحت شدی و خواستی گریه کنی آروم گریه کن که شادی نا امید نشه

سلام دوستای گلم
حمیدرضا هستم و تو 9/2/69 اومدم تو جمع ادما دانشجوی پزشکی و عاشق زمستونم اما از دی دل خوشی ندارم مرسی که اومدین و خیلی خوشحالم میکنید اگه نظر بدین

gipar_gams2006@yahoo.com

 

 

 

آذر 1388
مهر 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385

 

به نام خودش
فاميل بازي
بازگشت
بدرقه ی خدا
تقدیم به پدرای ایران زمین مخصوصا بابا جون خودم

 

فروش فوق العاده كامپيوتر و لپ تاب
خريد و فروش انواع موبايل_رامين جون گلم
مهدي سالار
سجاد
حميدرضا
بی صدا شکستم
سایت پیروزی
سایت استقلال
قالب رایگان وبلاگ
استخاره با قرآن
به كلبه عاشقونه خودتون خوش اومدين
## بهترين هاي هک ##
روزمرگي هاي يك ديوانه
اسمانها
دنياي خواب
چشم به راه
چتر نجات
نشد كه مال من بشه
چشمان منتظر
تنهايي هاي هستي

 

 

RSS 2.0

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

بهترين كدهاي جاوااسكريپت